موبایل؛عکس،نرم افزار
عیدتون مبارک! ای مهمانان حضرت دوست!

کم کم غروب ماه خدادیده میشود
صدحیف ازاین بساط که برچیده میشود
دراین بهاررحمت وغفران مغفرت
خوشبخت آن کسی است که بخشیده میشود

عید سعید فطر بر عاشقان مبارکباد.

ما را هم از دعای خیراتان محروم نسازید.

خدایا! در این شب عید ما را از شر الیاس، پدرانمان را از شر هستی، و بیمارانمان را از شر دکتر پژوهان در امان بدار! آمین![]()
![]()
![]()
![]()
![]()



فال قهوه

برنامه فال قهوه با فرمت جاوا که بر روی اکثر گوشی ها قابل نصب است.
قابلیت های برنامه:
* طالع بینی
* فال قهوه
* تعبیر خواب
* روانشناسی رنگ ها
* اجرا بر روی گوشي های فاقد امکانات فارسی
* نمایش تمام صفحه در گوشی های مختلف





این هم برنامه total recall برای نوکیا ویرایش سوم با قابلیت ضبط صدا بدون بوق زدن و همچنین save کردن صدا با فرمت amr و wav



دموي بسيار زيباي پيچك كاري از رضا صادقي با چهار كيفيت

MP3 128
MP3 64
MP3 32
OGG 56
برای دانلود آهنگ :۱- روی نام آهنگ راست کلیک کنید.۲- گزینه save target as را انتخاب کنید ۳- مقصد ذخیره کردن فایل را مشخص کنید. ۴- روی گزینه save کلیک کنید هم اکنون فایل در مقصد انتخابی در حال دانلود شدن میباشد
برنامه ای مفید و جالب برای ساخت اسکرین سیور Screen saver برای موبایل های توکیا می باشد. به کمک این نرم افزار می توانید عکس های داخل موبایلتان را به صورت اسلاید در آورید و به عنوان محافظ صفحه استفاده کنید.

راهبی در نزدیکی معبد زندگی می کرد . در خانه روبرویش , یک روسپی اقامت داشت . راهب که می دید مردان زیادی به آن خانه رفت و آمد دارند . تصمیم گرفت با او صحبت کند . زن را سرزنش کرد : " تو بسیار گناهکاری . روز وشب به خدا بی احترامی می کنی .. چرا دست از این کار نمی کشی ؟ چرا کمی به زندگی بعد از مرگت فکر نمی کنی . " زن به شدت از گفته های راهب شرمنده شد و از صمیم قلب به درگاه خدا دعا کرد و بخشش خواست . همچنین از خدای قادر متعال خواست که راه تازه ای برای امرار معاش به او نشان بدهد .اما راه ديگري براي امرار معاش پيدا نكرد.
بعد از یک هفته گرسنگی , دوباره به روسپی گری پرداخت .اما هر بار که بدن خود را به بیگانه ای تسلیم می کرد از درگاه خدا آمرزش می خواست .راهب که از بی تفاوتی زن نسبت به اندرز او خشمگین شده بود فکر کرد : " از حالا تا روز مرگ این گناهکار , می شمرم که چند مرد وارد آن خانه شده اند . "

و از آن روز کار دیگری نکرد جز این که زندگی آن روسپی را زیر نظر بگیرد . هر مردی که وارد خانه می شد , راهب ریگی بر ریگ های دیگر می گذاشت .مدتی گذشت . راهب دوباره روسپی را صدا زد و گفت : " این کوه سنگ را می بینی ؟ هر کدام از این سنگها نماینده یکی از گناهان کبیره ای است که انجام داده ای , آن هم بعد از هشدار من . دوباره می گویم : مراقب اعمالت باش ! "
زن به لرزه افتاد , فهمید گناهانش چقدر انباشته شده است . به خانه برگشت , اشک پشیمانی ریخت و دعا کرد : " پروردگارا, کی رحمت تو مرا از این زندگی مشقت بار آزاد می کند ؟ "خداوند دعایش را پذیرفت . همان روز , فرشته ی مرگ ظاهر شد و جان او را گرفت . فرشته به دستور خدا , از خیابان عبور کرد و جان راهب را هم گرفت و با خود برد .
روح روسپی , بی درنگ به بهشت رفت . اما شیاطین , روح راهب را به دوزخ بردند . در راه , راهب دید که بر روسپی چه گذشته و شِکوه کرد : "خدایا , این عدالت توست ؟ من که تمام زندگی ام را در فقر و اخلاص گذرانده ام , به دوزخ می روم و آن روسپی که فقط گناه کرده , به بهشت می رود !"
یکی از فرشته ها پاسخ داد :
" تصمیمات خداوند همواره عادلانه است . تو فکر می کردی که عشق خدا فقط یعنی فضولی در رفتار دیگران . هنگامی که تو قلبت را سرشار از گناه فضولی می کردی , این زن روز وشب دعا می کرد . روح او , پس از گریستن , چنان سبک می شد که توانستیم او را تا بهشت بالا ببریم . اما آن ریگ ها چنان روح تو را سنگین کرده بودند که نتوانستیم تو را بالا ببریم ."
از کتاب :" پدران . فرزندان . نوه ها " اثر پائولو کوئلیو