تبليغاتX
در هم ورهم

در هم ورهم

موبایل؛عکس،نرم افزار

بازی آنلاین و بسیار جالب

یک بازی آنلاین و بسیار جالب.شما باید طوری بازی کنید که گوی قرمز به جداره وگوی آبی برخورد نکنه.

 

 

 

 

برای بازی کردن اینجا کلیک کنید.

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 1:35  توسط مهدی   | 

مجید‌ سوزوکی به روایت خانواد‌ه شهید‌ مجید‌ خد‌مت

مجید‌ سوزوکی به روایت خانواد‌ه شهید‌ مجید‌ خد‌مت

 

 

                                    

 

 

برای خواندن مصاحبه با خانواده مجید به ادامه مطلب بروید.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 2:29  توسط مهدی   | 

مصاحبه با بازیگر موفق سریال یه وجب خاک ،سعید قره خانلو.

مصاحبه با بازیگر موفق سریال یه وجب خاک ،سعید قره خانلو.

 

 

 

 

برای دیدن مصاحبه و همچنین عکسهای این گفتگو به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 18:18  توسط مهدی   | 

خدانگهدار ... خدانگهدار ...

به حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر ترانه هایم خشک شد ! به حرمت قدمهایی که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم ! به حرمت بوسه هایمان ! نه ! تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی ! قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد ! قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم !

رفتی و مرا با دلتنگی هایم تنها گذاشتی ! رفتی در فصلی که تنها امیدم خدا بود و ترانه
و تو که دستهایت سایه بانی بود بر بی کسی های من ... تو که گمان می کردم از تبار آسمانی و دلتنگی هایم را در می یابی ... تو که گمان می کردم ساده ای و سادگی ام را باور داری ... و افسوس که حتی نمی خواستی هم قسم باشی ... افسوس رفتی ... ساده ، ساده مثل دلتنگی های من ... و حتی ساده مثل سادگی هایم ! من ماندم و یک عمر خاطره ... و حتی باور نکردم این بریدن را ... کاش کمی از آنچه که در باورم بودی ، در باورت خانه داشتم ! کاش می فهمیدی صداقتی را که در حرفم بود و در نگاهت نبود ... کاش می فهمیدی بی تو صدا تاب نمی آورد ... رفتی و گریه هایم را ندیدی ... و حتی نفهمیدی من تنها کسی بودم که قصه به پایان رسید و من هنوز در این خیالم که چرا به تو دل بستم و چرا تو به این سادگی از من دل بریدی ؟!! که چرا تو از راه رسیدی و بانوی تک تک این ترانه ها شدی ؟!! ترانه هایی که گرچه در نبود تو نوشته شد اما فقط و فقط مال تو بود که سادگی ام را باور نکردی ! گناهت را می بخشم ! می بخشمت که از من دل بریدی و حتی ندیدی که بی تو چه بر سر این ترانه ها می آید ! ندیدی اشک هایی را که قطره قطره اش قصه ی من بود و بغضی که از هرچه بود از شادی نبود ! بغضی که به دست تو شکست و چشمانی که از رفتن تو غرق اشک شد و تو حتی به این اشکها اعتنا نکردی ! اعتنا نکردی به حرمت ترانه هایی که تنها سهم من از چشمانت بود ! به حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر ترانه هایم خشک شد ! به حرمت قدمهایی که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم ! به حرمت بوسه هایمان ! نه ! تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی ! قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد ! قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم !
خدانگهدار ... خدانگهدار ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 16:36  توسط مهدی   | 

عید مبارکباد

عیدتون مبارک! ای مهمانان حضرت دوست!

 کم کم غروب ماه خدادیده میشود
صدحیف ازاین بساط که برچیده میشود
دراین بهاررحمت وغفران مغفرت
خوشبخت آن کسی است که بخشیده میشود

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 2:16  توسط مهدی   | 

عید فطر مبارکباد

عید سعید فطر بر عاشقان مبارکباد.

ما را هم از دعای خیراتان محروم نسازید.

 

خدایا! در این شب عید ما را از شر الیاس، پدرانمان را از شر هستی، و بیمارانمان را از شر دکتر پژوهان در امان بدار! آمین
prayingprayingprayingprayingpraying

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 2:15  توسط مهدی   | 

داستان روسپی و راهب

      


 راهبی در نزدیکی معبد زندگی می کرد . در خانه روبرویش , یک روسپی اقامت داشت . راهب که می دید مردان زیادی به آن خانه رفت و آمد دارند . تصمیم گرفت با او صحبت کند . زن را سرزنش کرد : " تو بسیار گناهکاری . روز وشب به خدا بی احترامی می کنی .. چرا دست از این کار نمی کشی ؟ چرا کمی به زندگی بعد از مرگت فکر نمی کنی . " زن به شدت از گفته های راهب شرمنده شد و از صمیم قلب به درگاه خدا دعا کرد و بخشش خواست . همچنین از خدای قادر متعال خواست که راه تازه ای برای امرار معاش به او نشان بدهد .اما راه ديگري براي امرار معاش پيدا نكرد.                                                            
 بعد از یک هفته گرسنگی , دوباره به روسپی گری پرداخت .اما هر بار که بدن خود را به بیگانه ای تسلیم می کرد از درگاه خدا آمرزش می خواست .راهب که از بی تفاوتی زن نسبت به اندرز او خشمگین شده بود فکر کرد : " از حالا تا روز مرگ این گناهکار , می شمرم که چند مرد وارد آن خانه شده اند . "


 

 
و از آن روز کار دیگری نکرد جز این که زندگی آن روسپی را زیر نظر بگیرد . هر مردی که وارد خانه می شد , راهب ریگی بر ریگ های دیگر می گذاشت .مدتی گذشت . راهب دوباره روسپی را صدا زد و گفت : " این کوه سنگ را می بینی ؟ هر کدام از این سنگها نماینده یکی از گناهان کبیره ای است که انجام داده ای , آن هم بعد از هشدار من . دوباره می گویم : مراقب اعمالت باش ! "
زن به لرزه افتاد , فهمید گناهانش چقدر انباشته شده است . به خانه برگشت , اشک پشیمانی ریخت و دعا کرد : " پروردگارا, کی رحمت تو مرا از این زندگی مشقت بار آزاد می کند ؟ "خداوند دعایش را پذیرفت . همان روز , فرشته ی مرگ ظاهر شد و جان او را گرفت . فرشته به دستور خدا , از خیابان عبور کرد و جان راهب را هم گرفت و با خود برد .
روح روسپی , بی درنگ به بهشت رفت . اما شیاطین , روح راهب را به دوزخ بردند . در راه , راهب دید که بر روسپی چه گذشته و شِکوه کرد : "خدایا , این عدالت توست ؟ من که تمام زندگی ام را در فقر و اخلاص گذرانده ام , به دوزخ می روم و آن روسپی که فقط گناه کرده , به بهشت می رود !"
یکی از فرشته ها پاسخ داد :
" تصمیمات خداوند همواره عادلانه است . تو فکر می کردی که عشق خدا فقط یعنی فضولی در رفتار دیگران . هنگامی که تو قلبت را سرشار از گناه فضولی می کردی , این زن روز وشب دعا می کرد . روح او , پس از گریستن , چنان سبک می شد که توانستیم او را تا بهشت بالا ببریم . اما آن ریگ ها چنان روح تو را سنگین کرده بودند که نتوانستیم تو را بالا ببریم ."
                 

   از کتاب :" پدران . فرزندان . نوه ها " اثر پائولو کوئلیو

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 3:28  توسط مهدی   | 

گفتگو با باربد بابائی مجری جوان و محبوب ایران موزیک

گفتگو با باربد بابائی مجری جوان و محبوب ایران موزیک
 
 
 
برای خواندن مصاحبه اینجا کلیک کنید.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 15:1  توسط مهدی   | 

چت با خدا

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم
گفتی: فانی قریب
     .:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.
گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.
گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
     .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.


 
گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
     .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.
گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟     
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
     .:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.
گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.
گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ 
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
     .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
     .:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.
گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! ...  توبه می‌كنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
     .:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك     
گفتی: الیس الله بكاف عبده
     .:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:
یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.::
ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 14:48  توسط مهدی   | 

میلاد حضرت مهدی مبارکباد

میلاد منجی عالم بشریت بر همگان مبارکباد.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 1:32  توسط مهدی   | 

گزارش تصویری :خانواده ايي در پياده رو تهران زندگي مي كنند

گزارش تصویری :خانواده ايي در پياده رو تهران زندگي مي كنند

 

 

 

 

برای دیدن عکس وگزارش به ادامه مطلب بروید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 1:25  توسط مهدی   | 

الهه خواننده گل ها درگذشت

 

الهه خواننده گل ها درگذشت

الهه، خواننده قديمي ايراني پس از يك دوره طولاني بيماري در بيمارستاني در تهران درگذشت.
الهه
الهه از خوانندگان سرشناس گلها بود

خانم بهار غلامحسيني نزديك به پنجاه سال در عرصه موسيقي فعال بود و بيش از 100 قسمت از مجموعه قديمي و مشهور گلها را در راديو ايران اجرا كرد.

الهه در طول دوران خوانندگي خود با آهنگسازاني مثل پرويز ياحقي و همايون خرم و نيز تعداد زيادي از شاعران و ترانه سازان مشهور همكاري كرد.

او پس از انقلاب ايران از خوانندگي و فعاليت هاي هنري كناره گيري كرد و به خارج از كشور رفت.

الهه پس از آگاهي از بيماري سرطان كبد و اطلاع از اين كه مدت زيادي زنده نخواهد ماند، به ايران بازگشت و سرانجام روز چهارشنبه گذشته در بيمارستان پارسيان تهران درگذشت.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 18:23  توسط مهدی   | 

میلاد شیرخدا مبارکباد

ميلاد ساقي كوثر فاتح خيبر امام دلاور امام علي . پيامبر را ياور و همچنین روز پدر را به همه شیعیان راستین این حضرت تبریک و تهنیت عرض می نمایم.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 1:51  توسط مهدی   | 

روز مادر مبارکباد

اي واژه ي بكر جاودانه      اي شعر موشح زمانه

اي چشمه ي سينه جوش الهام   اي حس لطيف شاعرانه   اي مطلع و مقطع غزلها

اي لطف و ترنم ترانه     شبها كه زديده خواب گيرد     شعرم به سروده ي شبانه

بينم كه نشسته اي تو بيدار        بر بستر طفل پر بهانه

آوازه ي گرم لاي لايت    افكند طنين عارفانه

شاعر نه منم، تويي كه باشد    شعرت همه شور مادرانه

احساس تو را كسي ندارد      از توست مرا هم اين نشانه

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 13:24  توسط مهدی   | 

عکس جن در غار

همانطور كه توي خبرها خوانديد، عكس زير زماني كه يك جوان عرب در منطقه جليله و در داخل غار اين منطقه مشغول بازديد بود، ناگهان با تصوير زير در داخل غار روبرو شد و توانست از آن عكس بگيرد

 

 

متاسفانه اين جوان پس از گرفتن عكس به حال سكته افتاد و از دنيا رفت و پليس با اعلام دوستان او به داخل اين غار ميرود و پس از ظاهر كردن نگاتيو دوربين او، به تصوير زير دسترسي ميابند

 

 

 

 

 

از طرف مفتي هاي سني و علماء تصوير جن در اين غار تائيد گرديد كه براي اطمينان بيشتر بريده جرايد مربوط به اين اتفاق در زير آورده شده است

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 14:10  توسط مهدی   | 

درگیری درمیدان هفت تیر تهران و آهنگ وبلاگ

تذكر ماموران نيروي انتظامي به دختران جوان در مورد بدحجابي باعث درگيري در ميدان هفت تير تهران شد.

برای دیدن عکسها و خبرهای تکمیلی اینجا کلیک کنید.

 

 

در ضمن آهنگ وبلاگ عوض شد.برای دوستان هم دانلود آهنگ را گذاشتم و هم کد این آهنگ را برای عزیزان وبلاگ نویس.

 

 

 

 

 

دانلود آهنگ                                                         کد آهنگ

 

 

خواننده آهنگ پویا بیاتی می باشد.

برای دانلود کردن ابتدا کلیک راست کنید و سپس روی گزینه save target as   کلیک کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 12:19  توسط مهدی   | 

تولدت مبارک

خداوند تو را در سبزترین روز آفرید وبهار رشته ایی از گیسوان سبز توست.
وخداوند تو را از سیبها آفرید تا شاعران بهانه ای برای سرودن داشته باشند و کلمات کهنه خود را با ماه بیامیزند و به پای تو بریزند.
خداوند تو را در نخستین باران جهان آفرید.نگاه پروانه ها که به تو افتاد,زیبا شدند.نگاه درختان که به تو افتاد ,بهار شدند.نگاه صحرا که به تو افتاد,دریا شد.

 

 

 

 

.*.* .* .* .* .* .() ().() () () () () .* .* .
.* .* .* .*.* .* .||| || ||| || ||| || .* .* .*.*
.* .* .* .* . *@@@@@@@@@@@ .* .*
.* .* .* .* .*@/////////////////////@ .* .* .*
.* .* .* . *@@@@@@@@@@@@@.* .* .
.* .* .* .* @///////تولدت مبارک//////@ .* .*
.* .* .* @@@@@@@@@@@@@@@@.* .*
.* .* .* @////////////////////////////////@.*
.* .* .* @@@@@@@@@@@@@@@@**
.* .* .*.* .* .* .* .*.* .* .* .* .*.* *****
چشمانت را کدامین بهار بوسیده است که اینگونه سرشار از عطر عاطفه هاست آنگاه که شکوفه های دستانت را به من میسپاری..............

 

 

 

 

با هفت تا آسمون پر از گلهای یاس و میخک

با صدتا دریا پر از عشق و اشتیاق و پولک

یه قلب عاشق با یه احساس قشنگ و کوچک

فقط میخوام بهت بگم ((تولدت مبارک))

 

 

 

 

 

 

مهدی جان تولدت مبارک.

 

(از طرف امیر)

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 15:15  توسط مهدی   | 

تولدم مبارک

مثه اینکه دیگه واقعا پیرشدم.تقویم نشون میده که اول خرداد وارد ۲۶ سالگی شدم و یک سال به مرگ نزدیکتر.به هر حال به خودم میگم تولدم مبارک.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 14:28  توسط مهدی   | 

خبری از زهرا امیر ابراهیمی

زهرا امیر ابراهیمی پیشنهاد پناهندگی از سوی 22 کشور را رد کرد

 

 

 

خبرگزاری انتخاب :پس از انتشار فیلمی غیر اخلاقی منتسب به زهرا امیر ابراهیمی بازیگر

 

جنجالی سریال تلویزیونی «نرگس»، وی با پیشنهاد پناهندگی از سوی 22 کشور جهان مواجه

 

 شده است. یکی از نزدیکان زهرا امیر ابراهیمی در تماس با خبرنگار سرویس فرهنگ و هنر

 

 خبرگزاری «انتخاب»، ضمن بیان مطلب فوق، اضافه کرد: پس از جنجالی که علیه خانم زهرا

 

امیرابراهیمی صورت گرفت، 22 کشور جهان به او پیشنهاد پناهندگی دادند، اما امیر ابراهیمی

 

تمام پیشنهادها را رد کرده است. وی در پاسخ به این سوال که واکنش امیر ابراهیمی به

 

 پیشنهاد پناهندگی 22 کشور جهان چه بوده، به نقل از زهرا امیر ابراهیمی گفت: «با وجودی

 

 که فکر می کنم به من ظلم شده است، اما من هنوز وطن و مردمم را دوست داشته و به

 

 هیچ وجه حاضر به ترک کشور نخواهم بود» گفتنی ست، زهرا امیر ابراهیمی پس از جنجالی

 

 که علیه وی به راه افتاد، در هیچ فیلم و سریالی ایفای نقش نکرده و تنها در کلیپ «زلفی بر

 

 باد» محسن نامجو بازی کرده است.

 


 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 17:50  توسط مهدی   | 

سال نو مبارک

سر سبزترين بهار تقديم تو باد

آواز خوش هزار تقديم تو باد
گويند که لحظه اي است روئيدن عشق
آن لحظه هزار بار تقديم تو باد

 

 

 

نو بهار است برآن کوش که خوش دل باشی که بسی گل بدمد و تودر دل گل باشی

من نگویم با که نشین و باکه بنوش که خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

در بهار هر ورقی دفتر حالی دگر است حیف باشد که زحال همه غافل باشی

 

 

 

سال نو را به شما سروران تبریک گفته و امیدوارم که سال خوب و پربرکتی به همراه خانواده داشته باشید.به امید اینکه در سال جدید مطالب بسیار متنوع و خوبی را تقدیم شما سروران کنیم.(مهدی)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 22:59  توسط مهدی   | 

ملاقلی پور هم رفت

قلب "رسول ملاقلي‌پور" كارگردان برجسته

سينما

 از طپش باز ايستاد

 

 

 

"رسول ملاقلي پور"، كارگردان توانمند سينماي كشور كه فيلم‌هايي مانند "مزرعه پدري" و "ميم مثل مادر" را كارگرداني كرد، بامداد امروز (سه‌شنبه) بر اثر سكته قلبي درگذشت.


به گزارش روز سه‌شنبه خبرنگار فرهنگي ايرنا از خانه سينما،اين كارگردان براثر حمله قلبي فوت شده است.

ملاقلي‌پور ، متولد ‪ ۱۳۳۴‬تهران بود و تحصيلات خود راتا مقطع ديپلم ادامه داد.

او فعاليت هنري خود را در زمينه هنر عكاسي آغاز كرد و پس از مدتي به سينما روي آورد.

نخستين ساخته‌هاي ملاقلي پور چند فيلم مستند كوتاه در مورد جنگ تحميلي بود، اما با ساخت فيلم ‪ ۱۶‬ميليمتري نينوا توانست توجه منتقدان رابه خود جلب كند.

اين هنرمند درزمينه فيلمنامه نويسي هم فعاليت داشت ودر نهمين جشنواره فيلم فجر عضو هيات داوران بخش مسابقه فيلم‌هاي اول و دوم ايراني بوده است.

او همچنين در پانزدهمين دوره اين جشنواره نيز به عنوان داورحضورداشت.

شاه كوچك (‪ - (۱۳۶۰‬فتح المبين (‪ (۱۳۶۱‬و سقاي تشنه لب نام فيلم‌هاي مستند كوتاه اين كارگردان است.

نينوا (‪ - (۱۳۶۲‬بلمي به سوي ساحل (‪ - (۱۳۶۴‬پرواز در شب (‪ -(۱۳۶۵‬افق (‪ - (۱۳۶۷‬مجنون (‪ - (۱۳۶۹‬خسوف (‪ - (۱۳۷۱‬پناهنده (‪ -(۱۳۷۲‬نجات يافتگان و سفر به چزابه (‪ - (۱۳۷۴‬كمكم كن (‪ ،(۱۳۷۷‬هيوا و نسل سوخته (‪ - (۱۳۷۸‬قارچ سمي (‪ - (۱۳۸۰‬مزرعه پدري (‪ - (۱۳۸۲‬عصر روز دهم و ميم مثل مادر (‪(۱۳۸۵‬ ساخت‌هاي سينمايي بلند اين كارگردان است.

"عصر روز دهم" از آخرين ساخته‌هاي اين هنرمند است. در اين فيلم داستان يك خانواده ايراني در زمان اشغال خرمشهر به تصوير كشيده شده است.

محمد كه در چهار سالگي با مادرش شاهد اشغال خرمشهر هستند، اين خاطره تلخ را از ياد نمي‌برد كه خواهر نوزاد او را يك سرباز عراقي از خانه شان با خود مي‌برد.

‪ ۲۵‬سال بعد محمد كه اكنون خبرنگار و مستندسازاست براي انجام ماموريتي عازم عراق مي‌شود. او با اندك نشانه‌هايي كه مادرش از آن حادثه به‌ياد دارد در شهر كربلا به دنبال خواهر گمشده‌اش مي‌گردد.

 

برای خبرهای تکمیلی به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 10:27  توسط مهدی   | 

تشکر از مبین

روز دوشنبه اتفاق بسیار جالبی برای وبلاگ ما رخ داد و لینک مطلب خودکشی دختر جوان در سایت مارشال مدرن که بزرگترین سایت گروههای اینترنتی yahoo با حدود 145،000 عضو می باشد،قرار گرفت.که بنده از همین جا از جانب آقای مبین مدیر سایت مبین و امیر حجوانی مدیر مارشال مدرن تشکر کرده و امیدوارم که باز هم ما را مورد بذل محبت خود قرار دهند.

 

 

 

 

دوستان عزیز  هم می توانند از لینک زیر، مطلب و روزانه (670) مارشال را دیده و هم می توانند به راحتی عضو این گروه بزرگ اینترنتی شوند.

 

لینک مارشال مدرن

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 19:23  توسط مهدی   | 

خودکشی

تلاش پزشكان براي نجات جان دختر جواني كه  خود را از بالاي پل حافظ به پايين پرتاب كرد، آغاز شده است.
به گزارش خبرنگار «حوادث» ، ساعت 9 و 5 دقيقه دختر 24 ساله‌اي به نام «آرزو»، خود را از بالاي پل حافظ به وسط خيابان در چهارراه كالج پرتاب كرد.

بر اساس اين گزارش دختر جوان كه به شدت از ناحيه كمر، كتف و پا آسيب ديده بود با حضور عوامل اورژانس ساعت 9:40 در حالي به يكي از بيمارستان‌هاي تهران انتقال يافت كه متأسفانه ازدحام جمعيت موجب تأخير در اقدامات امدادرساني شد.

در حالي كه در جيب اين دختر، نامه‌اي حاوي يادداشت و شعر كشف شد، اين كه علت اصلي سقوط دختر جوان، مسايل عاطفي يا موضوع

ديگري در ميان بوده، تحت بررسي است.

 

 

برای دیدن عکس مربوط به این حادثه به ادامه ی مطلب مراجعه کنید. 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 2:54  توسط مهدی   | 

عمومی

امروز ساعت 6 صبح امیر برای انجام خدمت مقدس سربازی به کرمانشاه اعزام شدو تا سه ماه در خدمت شما دوستان نیست.الان که این مطلب را برای شما سروران تایپ میکنم،بسیار گرفته و غمگینم

امیدوارم که تمامی سربازان به خصوص امیر که خیلی از نظر عاطفی وهم کاری به او وابسته شده بودم در پناه خداونداین دوران را طی کرده و هر چه سریعتر، صحیح و سالم به آغوش خانواده هایشان بازگردند.

 

این شعر را تقدیم می کنم به تمامی سربازان وطن.

 

        سلامتی سه تن

                                 ناموس و رفیق و وطن

        سلامتی سه کس

                                 زندونی و سرباز و بی کس

        سلامتی باغبونی که زمستونشو

                                  از بهار بیشتر دوست داره

        سلامتی آزادی،

                            سلامتی زندونیهای بی ملاقاتی

 

این شعر دیالوگ مرحوم مهدی فتحی در فیلم اعتراض بوده که بسیار زیبا ادا نموده است که برای شما سروران دانلود دیالوگ را گذاشته ام.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 13:1  توسط مهدی   | 

توجه توجه

سلام دوستان عزیز

 

 

با اجازتون می خواستم که چند نکته را خدمتتون عرض کنم.

 

1.اول اینکه ما چند روزی هست که خبرنامه را در وبلاگمون گذاشتیم.(حتما حتما حتما حتما)ببینید چند بار گفتما.توش عضو شید.خیلی هم ساده س.در کادر اول اسمتون و در کادر دوم ایمیلتون را بنویسیدو سپس روی ارسال به خبرنامه کلیک کنید.مثل عکس پایین.

 

 

 

 

 

ما در خبرنامه برای شما سوپرایز در نظر گرفتیم.بازم میگم حتما عضو شید.به خدا قسم از دست میدین این فرصت بسیار خوب را،اگر این کار را نکنید.بعد ازما گله مند نشید.

 

2.در طول روز اگر دوستان مشاهده میکنند که قالب ما عوض می شود دلیلش بخاطر اینه که متاسفانه blogfa قالب ما را ساپورت نمیکنه ،وما مجبوریم که قالب را تغییر بدهیم.

فعلا که قالب love قالب اصلی ماست.امیدوارم که این مشکل هم حل بشه.لازم به گفتن است که تمام زحمات قالب و پیدا کردن قالب و نوشتن کدهای جاوا بر گردن امیره.

 

3.اما از همه مهمتر اینکه ما در این 17 روزه پستهای زیادی گذاشتیم اما نظرات بسیار کم بوده.تمام عشق ما در کارمان همین نظرات شماست.وگرنه خودتون بهتر می دانید که وبلاگ برای ما نون و آب ندارد.

پس منتظر نظرات شما عزیزان هستیم.در ضمن هر برنامه،آهنگ،تم،زنگ گوشی،3gp یا هر چیز دیگری که خواستین در قسمت نظرات بگید تا در اسرع وقت براتون بذارم.در ضمن shervin_8060 اینم آیدی منه،از این طریق هم می توانید با بنده ارتباط برقرار کنید.مخصوصا کسانی که تو جیه نشدند برای عضویت در خبرنامه.در ضمن برای انتخاب بهترین خواننده داخلی هم هر روز یک حق رای دارید.باقی بقایتان.

 

خیلی ممنون از حضور گرم شما در وبلاگمون. 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 0:4  توسط مهدی   | 

عمومی

توجه توجه:

 

دوستان عزیزی که به وبلاگ ما سر می زنند٬حتما مطالب هفته های قبل ما را هم ببینند٬چون وبلاگ ما در هفته مطالب زیادی دارد.

مخصوصا هفته اولمان بسیار دیدنی است.بطور مثال آهنگ سوگند و فریناز که در حمایت از زهرا امیر ابراهیمی خوانده شده است در این 5 روز که آهنگ در وبلاگ قرار گرفته است٬طبق آمار divshare (سایتی که ما فایلهایمان را آپلود می کنیم) تا این لحظه 302 نفر دانلود کردند.

لذا مطالب هفته های گذشته را نیز مطالعه فرمایید.

مطمئن باشید که ضرر نمی کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 3:0  توسط مهدی   | 

عمومی

فيلم سينمايي « مردگان » به كارگرداني مارتين اسكورسيزي، در تازه‌ترين نظرسنجي انجام شده بالاترين شانس را براي دريافت جايزه‌ اسكار بهترين فيلم دارد.
روزنامه « اينكوآيرر »، در يك نظرسنجي از خوانندگان خود خواست تا در بخش‌هاي مختلف جوايز اسكار، نامزدهايي كه بيشترين شانس كسب جايزه را دارند انتخاب كند كه بر اساس آراء جمع شده، فيلم سينمايي « مردگان » با نقش‌آفريني لئوناردو دي كاپريو، مت دمون، جك نيكلسون و كارگرداني اسكورسيزي با 186 راي بيشترين شانس را براي كسب بهترين فيلم اسكار دارد.
پس از آن « لیتل میس سان شاین » با 112 راي، « بابل » با 93راي، « نامه‌هايي از ايووجيما » با 85 راي و « ملكه » با 74 راي ديگر شانس‌هاي كسب جايزه اسكار هستند.
در بخش بهترين بازيگر نقش اول زن، هلن ميرن (ملكه) با 233 راي شانس نخست است. مریل استريپ با 169 راي، پنه‌لوپه كروز با 72 راي، كيت وينسلت با 41 راي و جودي دنچ با 28 راي در مكان‌هاي بعدي قرار دارند.
در بخش بهترين بازيگر مرد، ويل اسميت براي بازي در فيلم « در جست‌وجوي خوشبختي » بالاترين شانس را با 255 راي دارد. فارست ويتاكر با 195 راي، لئوناردو دي كاپريو با 107 راي و پيتر اوتول نيز با 39 راي از شانس‌هاي ديگر كسب جايزه‌ي اسكار هستند.
در بخش بهترين كارگردان شانس نخست كسب اسكار متعلق به مارتين اسكورسيزي با 271 راي است. كلينت ايست‌وود با 176 راي در رده‌ي دوم قرار دارد. آلخاندرو گونزالس ايناريتو با 35 راي بالاتر از استفان فريرز و پائول گرين گراس قرار دارد.
در بخش بهترين بازيگر مكمل مرد نيز ادي مورفي با 278 راي پيشتاز است و در بخش بهترين بازيگر نقش مكمل زن جينفر ‌هادسون با 358 راي بالاترين شانس را براي
كسب جايزه‌ي اسكار دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 3:19  توسط مهدی   | 

عمومی

موش ازشكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سروصدا براي چيست . مرد مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بسته اي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي مشغول باز كردن بسته بود.

موش لب هايش را ليسيد و با خود گفت :? كاش يك غذاي حسابي باشد .?

اما همين كه بسته را باز كردند ، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛ چون صاحب مزرعه يك تله موش خريده بود .

موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر جديد را به همه ي حيوانات بدهد . او به هركسي كه مي رسيد ، مي گفت :? توي مزرعه يك تله موش آورده اند، صاحب مزرعه يك تله موش خريده است . . . ?

مرغ با شنيدن اين خبر بال هايش را تكان داد و گفت : ? آقاي موش ، برايت متأسفم . از اين به بعد خيلي بايد مواظب خودت باشي ، به هر حال من كاري به تله موش ندارم ، تله موش هم ربطي به من ندارد .?

ميش وقتي خبر تله موش را شنيد ، صداي بلند سرداد و گفت : ?آقاي موش من فقط مي توانم دعايت كنم كه توي تله نيفتي ، چون خودت خوب مي داني كه تله موش به من ربطي ندارد. مطمئن باش كه دعاي من پشت و پناه تو خواهد بود .?

موش كه از حيوانات مزرعه انتظار همدردي داشت ، به سراغ گاو رفت . اما گاو هم با شنيدن خبر ، سري تكان داد و گفت : ? من كه تا حالا نديده ام يك گاوي توي تله موش بيفتد.!? او اين را گفت و زير لب خنده اي كرد ودوباره مشغول چريدن شد .

سرانجام ، موش نااميد از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در اين فكر بود كه اگر روزي در تله موش بيفتد ، چه مي شود؟

در نيمه هاي همان شب ، صداي شديد به هم خوردن چيزي در خانه پيچيد . زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوي انباري رفت تا موش را كه در تله افتاده بود ، ببيند .

او در تاريكي متوجه نشد كه آنچه در تله موش تقلا مي كرده ، موش نبود ، بلكه يك مار خطرناكي بود كه دمش در تله گير كرده بود . همين كه زن به تله موش نزديك شد ، مار پايش را نيش زد و صداي جيغ و فريادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنيدن صداي جيغ از خواب پريد و به طرف صدا رفت ، وقتي زنش را در اين حال ديد او را فوراً به بيمارستان رساند. بعد از چند روز ، حال وي بهتر شد. اما روزي كه به خانه برگشت ، هنوز تب داشت . زن همسايه كه به عيادت بيمار آمده بود ، گفت :? براي تقويت بيمار و قطع شدن تب او هيچ غذايي مثل سوپ مرغ نيست .?

مرد مزرعه دار كه زنش را خيلي دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتي بعد بوي خوش سوپ مرغ در خانه پيچيد .

اما هرچه صبر كردند ، تب بيمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آن ها رفت و آمد مي كردند تا جوياي سلامتي او شوند. براي همين مرد مزرعه دار مجبور شد ، ميش را هم قرباني كند تا باگوشت آن براي ميهمانان عزيزش غذا بپزد .

روزها مي گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر مي شد . تا اين كه يك روز صبح ، در حالي كه از درد به خود مي پيچيد ، از دنيا رفت و خبر مردن او خيلي زود در روستا پيچيد. افراد زيادي در مراسم خاك سپاري او شركت كردند. بنابراين ، مرد مزرعه دار مجبور شد ، از گاوش هم بگذرد و غذاي مفصلي براي ميهمانان دور و نزديك تدارك ببيند .

حالا ، موش به تنهايي در مزرعه مي گرديد و به حيوانان زبان بسته اي فكر مي كرد كه كاري به كار تله موش نداشتند !

نتيجه ي اخلاقي : اگر شنيدي مشكلي براي كسي پيش آمده است و ربطي هم به تو ندارد ، كمي بيشتر فكر كن. شايد خيلي هم بي ربط نباشد !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 2:27  توسط مهدی   | 

سومین باخت پرسپولیس

تیم پرسپولیس در اولین بازی از دور برگشت مسابقات لیگ برتر در مقابل ابومسلم مشهد تن به شکست مفتضحانه 4بر3 داد تا یک گام از کورس قهرمانی عقب بیفتد.

 

 

در روزی که مهرزاد معدنچی نسبت به روزهای قبل سرحالتر بود و بسیار خوب بازی کرد در عوض خط دفاعی و دروازه بان پرسپولیس فوق العاده ضعیف کار کردند.

آقای باقری که فقط حاشیه داشته باز هم ضعیف کار کرد و مسبب شکست پرسپولیس شد.

واعظی هم استاد توپ گیری دو ضرب بوده و در خوردن 3 گل آخر پرسپولیس مقصر 100% بود.با این رویه که پرسپولیس در پیش گرفته مقام سومی در آخر فصل برای پرسپولیس آرزو خواهد بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 18:11  توسط مهدی   | 

درد دل با خدا

الو

منزل خداست؟

الو سلام

منزل خداست؟

اين منم مزاحمي که آشناست
 

 

هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است

 

ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست

 

شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است

 

به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟

 

الو

دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد

خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟

چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر

صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟

اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم

شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست

دل مرا بخوان به سوي خود تا که سبک شوم

پناهگاه اين دل شکسته خانه ي شماست

الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم

دوباره زنگ مي زنم ، دوباره ، تا خدا خداست

دوباره ...... تا خدا خداست

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 16:24  توسط مهدی   | 

یک خبر داغ داغ

داغ داغ

 

آبهیشک و آیشواریا دو ستاره سینمای بالیوود با هم نامزد کردند.

خبر رسمی امروز منتشر وعین بمب شهر بمبئی را منفجر کرد.تمام کانالهای خبری برنامه هایشان را قطع کرده واین خبر را پخش می کنند.

11_12 تا کانال خبری از عصر تا حالا فقط جلوی درب منزل آمیتاب را نشان میدهند.

خبرها حاکی از آن است که خواستگاری در نیویورک صورت گرفته است و این زوج

هنری در حال حاضر در آمریکا به سر می برند.

این زوج در ماه فوریه مراسم ازدواج خود را در معبد برگزار خواهند کرد.

 

 

1

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 4:2  توسط مهدی   | 

معرفی

بسمه تعالی

سلام به همگی

از امروز من (مهدی رضایی) به همراه پسر عمه ام (امیر شهبازی) در خدمت شما عزیزان هستیم.

امیدوارم که مطالب ما مورد پسند شما عزیزان قرار بگیرد.ما را از نظرات و پیشنهادات خودتان محروم نسازید.

موفق باشید.

اینم عکسامونه

مهدی

                                        (مهدی رضایی)

امیر

                                        (امیر شهبازی)

منتظر پستهای ما باشید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 16:0  توسط مهدی   |